-قصه کوتاه ... سالها بود از وطن بدور بودم ولی آنچه مسلم بود اخبار متضاد ، خفقان سیاسی و اجتماعی ، دستگیری ، اعدام ، شکنجه ، سنگسار و ترور و حدود سی سال حماقت های مکرر جوجه دیکتاتور ها و ملاهای حاکم و فرار از واقعیت را میشنیدم. ولی آنچه برایم در این سفر مهم بود و عزم جزم بر آن داشتم دوری از سیاست و فقط حس کردن جامعه ای بود که اینگونه جنایت و خیانت در آن بوقوع میپیوندد و با آن همکاری و همیاری میکند. برایم مهم نبود بمب اتم میسازند ، موشک آنچنانی به آسمان فرستاده و یا خودمحور بیماری با معلوم الحالان دیکتاتور آمریکای جنوبی لاس خشکه میزند. سالها بود که میخواستم حقایق تلخ و شیرین درون جامعه وطن را نه فقط از نزدیک ببینم بلکه دردهای آنرا لمس کنم... ادامه
سفر نامه ورجاند را که بعد از ۳۰ سال دوری از ایران نوشته از دست ندید ...واقعیاتی تلخ از وطن!
-- مادرجونم روزت مبارک! روزمادر بر همه مادران خوب مبارک!...خداوند مادران بی خیال و بد رو نصیب بچه ها نکنه!!!!
--- آب و هوای دانمارک چند روزه که بهشتیه....تازه ۱۰ روزه که ما آفتاب رو پشت سر هم هر روز دیدیم !!!! آفتاب که بیرون میاد لباسهای تابستونه هم باهاش بیرون میاد . اون موقع تا دلتون بخواد تن و بدنه که آدم میبینه ....امسال هم که دیگه شورتهای کوتاه مد شده تا بخواهید لنگ و پاچه هست که بیرون افتاده اونم تا کجاها!...پارسال هم البته شورت کوتاه مد بود ولی انگار همه خجالت میکشیدند بعد از دامنهای میدی که سال قبلترش مد بود بپوشند برای همین زیرش شلوارهای چسبی نازک میپوشیدند.امسال دیگه عادی شده!
دانمارکیها تشنه آفتابن ..هوا که آفتابی میشه از صبح ساعت ۸-۹ صبح تا ۷-۸ شب که آفتاب همه جا پهنه ... هر جا که چمن و درختی باشه همیشه کلی زن و مرد لخت هم هستند که دراز کشیدن و آخر روز هم عین لبو های چروک خورده به خونه هاشون بر میگردن .... مثل چربیهای انباشته شده روی شکم آدمهای کشورای فقیر که نشون سیر بودنه اینجا هم پوست آفتاب خورده یه نوع پرستیژه ...قبل از اینکه زمان رفتن به ساحل بشه میرن و خودشون رو با آفتاب مصنوعی آماده رفتن به ساحل میکنند!!! ...اینجا پوست آفتاب خورده به معنی قدرت مالی رفتن به سفرهای متعدد به کشورهای پر آفتابه...درست مثل رفتن به حج برای مسلمونها که قدرت مالی رو به رخ میکشه...پوست آفتاب خورده و خوشرنگ برای دخترها یعنی تضمین یافتن دوست پسر ... و در نهایت شوهر و بچه و فامیل دار شدن...آفتاب اما به معنی سرطان پوست هم هست ...شیوعترین نوع سرطانی که دانمارک را گریبانگیر کرده و سالیانه قربانیهای بیشتری رو در برش میگیره همین سرطان پوسته ...!!!
----هر چی که به این دختر اطریشی که توسط پدرش ۲۴ سال در زیرزمین زندانی و موردتجاوز قرار گرفته بیشتر فکر میکنم کمتر به نتیجه میرسم ...گاهی فکر میکنم باید جایزه خنگترین زن دنیا رو به مادرش داد ...بعدش فکر میکنم چظور این پیرمرد میتونسته به کاراش ادامه بده در حالی که پسر ۱۸ ساله و دختر ۱۹ ساله هم اونجا بودند ...آیا این ۳ نفر آدم بزرگ نمیتونستند روی سر این پیرمرد بریزند و خودشون رو از این وضع نجات بدن؟ بعد فکر میکنم حتما مخلوط ژن این پدر و این مادر دختری اینچنین باید باشه ....اما آخرش به خودم میگم هر کی در اون شرایط نباشه نمیتونه قضاوت کنه ....آدمی که ۲۴ سال نور آفتاب رو ندیده ...با آدمهای دیگه حرف نزده ...بهار و تابستون رو ندیده دیگه نمیتونه مثل آدمهای معمولی رفتار کنه و شرایطش رو فقط خودش درک میکنه نه ما که از دور به این قضیه نگاه میکنیم...
وکیل این مرد تقاضا کرده که مرد رو عوض مجازات به تیمارستان مخصوص و زیر نظر پزشک بذارند ....فکر میکنم وکیلها رو برای همین گذاشتند ...برای اینکه بدور از احساس از انسان دفاع کنند(البته هرچند همیشه اینطور نیست) ....
و به خودمون و به کشور اسلام زده خودمون که نگاه میکنم می بینم که ما مجازات مجرم رو به عهده خانواده مضروب میذاریم که در اون لحظه پر هستند از کین و نفرت و بدترین مجازات رو برای طرف مقابل میخوان....بدترین نوعش هم همین دیه دادنه ....اگه میخوای مسلمون باشی حتما از نوع پولدارش باش و مجازات کن خیالت راحت ...دیه بده ....ثواب هم بکن...حالا بیچاره اونها که ندارند...به لنگه چپ رهبر!!!
|