| |
| سه شنبه 6 اردیبهشت ماه سال 1384 |
|
ازمرجان خواننده خوش صدا چندین وقت خبر نداشتم ...تا اینکه اینجا پیداش کردم!!!!....شعر بسیار زیبای شاملو (رویش ناگزیر) رو با صدای گرمی اجرا کرده.....من خودم چندین بار گوش کردم....
..... گیرم که در باورتان به خاک نشستم و ساقه های جوانم از ضربه های تبر هاتان زخم دارد با ریشه چه میکنید گیرم که بر سر این باد بنشسته در کمین پرنده اید پرواز را علامت ممنوع میزنید با جوجه های در آشیانه چه میکنید.............
در همون سایت فیلم سالگرد قتل دکتر کاظم رجوی رو دیدم که در طول زندگیش یکی از مدافعان بسیار فعال حقوق بشربود  چند سال پیش به دست مزدوران حزب اللهی حمهوری اسلامی جلو خانه اش در فرانسه به قتل رسید و قاتلینش هم بعد با زدو بندهای اقتصادی و سیاسی به ایران تحویل داده شدند .... فیلمی از فعالیتشه در زمان حیاتش....
البته اگه با مجاهدین میونه خوبی ندارین باید یه ذره طاقت بیارین! ....:-) به نظر من واقعا حیفه که از این انسان قدردانی نشه فقط و فقط به دلیل اینکه برادر مسعود رجویه.... فعالیتهای این انسان پاک باعث شد که دولت جمهوری اسلامی به دلیل مداوم نقض حقوق بشر برای اولین بار در سازمان ملل محکوم شد.... و این قصه هنوز هم ادامه دارد....
-در این روزها همه سخت در گیر بحثهای انتخاباتند.....یه نکته ای که برای من جالب بود بحث رفتن و رای دادن و رای ندادن بود....نمیدونم شاید چون برای من این دولت شناخته شده و اصلا جای امیدی برام باقی نذاشته...میدونم که چی میخوام ...این دولت باید برود(با لهجه خمینیی بخونید:)..... خوندن دلایل بقیه که نظر عکس من رو دارند اما جالب بود.... نکته بسیار مهم این بحث این که: همه!.... چه اونی که میخواد رای بده و چه کسی که نمی خواد رای بده ....همه ناراضی از این رژیمند...و در عین حال بعضی سعی دارند که یه موی نا قابل رو از خرسی بکنند و با این اوضاع نابسامان ایران به نحوی خودشون رو راضی کنند تا زندگی بگذره و تموم بشه!!!!!!!.....
گیرم من که خیلی از اون اوضاع دورم مسائل رو درست و مثل کسانی که در ایران زندگی میکنند درک نمکنم....البته خودم فکر میکنم که دوری از مسائل باعث سخت فهمیدنشان نیست....مگر اینکه این نوع مسائل برات مهم نباشه....(برای من که اوضاع مملکتم خیلی مهمه و هر روز از دور درگیرم)
سوال من از کسانی که رای میدهند (حالا به روشنفکرترین این کاندیداها)... اینه که چرا باید رای به ادامه دولتی داد که هر روز آدم از جنایاتش انگشت بر دهن و حیرانه.....روی هر چه دیکتاتوری را سفید کرده....و از آزار و قتل بچه و پیر و جوان برای ماندگاریش هر روز بیش از پیش استفاده میکنه ....تعجب من از کسانیه که علم روشنفکری رو حمل میکنند و هنوز در ماندگاری این دولت میخواهند که نقش داشته باشند....
چرا برای ایران آدم بهترین رو نخواد؟...چرا باید به بدی و ادامه این دولت فقط برای اینکه به نوعی قابل لمس بهتر از ۱۰ سال پیش شده رای داد؟ خوب این دلیله؟؟؟ پس زمان شاه که از همه این سالها خیلی خیلی بهتر بوده.... آقایون و خانمها بهتر نیست رضا شاه رو برگردونیم؟
پ.ن. راستی یادم نبود که دو ساله شدم این وبلاگ رو آنطوری که باید و شاید هنوز جدی نگرفتم...اما مسئله من وقته که زیاد ندارم... وقتی بالاخره وقتی ۸۰سال دیگه بازنشسته شدم :-) حتما وقت زیاد دارم...تا به این وبلاگ بیشتر برسم....
پ.ن.برای حمایت از اکبر گنجی روی عکس کلیک کنید

از وبلاک زیتون:
گنجی وقتی فهمید در رژیم آرمانیش که همان جمهوری اسلامی باشه بیعدالتی هست، تردید نکرد و به آن "نه" گفت. این" نه" گنجی خیلی باارزشه.( اینو در شماره 5 جمعه 16 بهمن نوشتم) او از همهی امکانات رفاهی و پول و پلهای که میتونست عین بقیهی حضرات به دست بیاره گذشت و در کنار مردم(شایدم بیشتر، در جلوی صف مردم!) به افشاگری ماهیت پلید سردمداران این رژیم و عالیجنابان (چه سرخپوش و خاکستریپوش)پرداخت. او با وجود بیماریاش و شرایط سخت زندان هیچوقت ابراز ندامت نکرد و در برابر زورگویان نشکست. ما خواهان آزادی گنجی و دیگر زندانیان سیاسی از جمله ناصر زرافشان و... هستیم! گنجی رو فراموش نکنیم! آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند..آیا بود که گوشهی چشمی به ما کنند؟(یکشنبه 6 اردیبهشت 83- شماره 12)
------- |
|